به نام خدا

(ترم دوم)

  1. فصل چهارم:درس اول
  2. تولید مایحتاج زندگی برای بقاء نظام اجتماعی:
  3. فعالیت هایی که برای تهیه وسایل زنگی انجام میشود
  4. تلاش کشاورزان در زمین کشاورزی نوعی
  5. فعالیت کارگران  و مهندسان در کارخانه ها
  6. فعالیت معلمان در کلاس درس
  7. تلاش کارمندان در اداره ها و سازمانها
  8. پخش فراورده های کارخانه ها
  9. فعالیت مشاوره ای موسسات مختلف
  10. به فعالیت اقتصادی که موجب بر قراری رابطه میان فرد و دیگران شود:
  11. رابطه ی کارگران با یکدیگر در محیط کار
  12. رابطه ی کارگران با مهندسان و سر کارگران
  13. رابطه ی کارگران با مدیر کارخانه
  14. راطه ی کارگران با صاحب کارخانه
  15. در رابطه اقتصادی افراد با هدف ............ رابطه بر قرار می کنند.
  16. در روابط اقتصادی رابطه ی افراد با یکدیگر بر اساس
  17. ضرب المثل معروف«حساب حساب است،کاکا برادر»اشاره به کدام یک از موارد زیر دارد
  18. در رابطه اقتصادی،تمایل به کسب سود موجب
  19. کدام یک از موارد زیر حدود استفاده مردم را از امکانات جامعه مشخص می کند؟
  20. کدام یک از موارد زیر از منافع افراد، در مقابل دیگران حراست می کند.
  21. مجموعه روابطی که حول تولید یا مبادله کالا و خدمات و بر اساس قواعد تعیین شده شکل می گیرد

درس دوم:

  1. کدام یک از خرده نظامهای زیر دارای خرده نظام می باشد؟
  2. در کدام یک از خرده نظام های زیر نمی توان در باره چند نقش صحبت کرد؟
  3. با توجه به امکان ارتباط میان بخش های مختلف یک کشور و حتی جهان،کدام یک از موارد زیر در حال از بین رفتن می باشند؟
  4. عرضه محصولات کشورهای مختلف در خاک همدیگر(فرانسه در ایران یا برعکس)نشانگر چیست؟
  5. چه عاملی بر قیمت کالا در شهری مانند رامهرمز تاثیر دارد؟
  6. شکل بحث در مورد مسائل اقتصادی چگونه تغییر می کند؟
  7. چه عاملی روی مسائل اقتصادی در سطح ملی  تاثیر دارد؟
  8. به مجموعه نقش ها و خرده نظام هایی که حول تولید کالا و خدمات شکل می گیرد گفته می شود؟
  9. بخش های صنعت،کشاورزی و خدمات کدام یک از نظام های زیر را به وجود می آورند؟
  10. خرده نظام هایی چون صنایع،کارخانه ها،کارگاه ها،مزارع،کشت و صنعت ها و مراکز آموزشی مربوط به کدام بخش اقتصادی می باشد؟
  11. کدام یک از نظام های زیر حول مبادله کالا و خدمات به وجود می آید؟
  12. کدام یک از نظام های زیر بخش های مختلف اقتصادی را به هم مرتبط می سازد؟
  13. کدام یک از نظام های زیر واسطه ی میان تولید کننده و مصرف کننده می باشد؟
  14. بازار های محلی،استان و پایتخت خرده نظام کدام بخش اقتصادی می باشند؟
  15. کدام یک از موارد زیر می تواند کوچکترین واحد نظام توزیع تلقی شود؟
  16. کدام یک از موارد زیر وظیفه نظام پولی و بانکی محسوب میشود؟
  17. بانک ها و موسسات اعتباری خرده نظام کدام یک از موارد زیر محسوب میشوند؟
  18. کدام یک از خرده نظام های زیر در شکل دهی به فعالیتهای اقتصادی نقش اساسی دارد؟
  19. نظام پولی و بانکی چگونه در تنظیم قیمت ها و تورم اثر می گذارد؟
  20. اختصاص سود بیشتر به سپرده ها کدام یک از نتایج زیر را به دنبال دارد؟

درس سوم:

  1. در کدام یک از کشور های زیر رشد کشاورزی می تواند با مشکل مواجه شود؟
  2. در کدام یک از کشور های زیر کشاورزی می تواند پیشه بیشتر افراد باشد؟
  3. کشور ها چه زمانی با تهیه مواد اولیه مواجه می شوند؟
  4. کشور ها چگونه به سرعت رشد می کنند؟
  5. کدام یک از موارد زیر در شکل دهی به نظام اقتصادی تاثیر مهم دارد؟
  6. کدام یک از موارد زیر در صنعتی شدن کشور ها نقش موثر دارد؟
  7. رشد و توسعه ی صنعت تابع چیست؟
  8. رشد علم به کدام یک از موارد زیر بستگی دارد؟
  9. در کدام یک از جوامع زیر علم مجال کمتری یرای رشد می یابد؟
  10. در کدام یک از صورت های زیر افول اقتصادی امری طبیعی خواهد بود؟
  11. در فعالیت اقتصادی هدف نهایی چیست؟
  12. گرسنگی و تشنگی جزء کدام دسته از نیازها می باشند؟
  13. میل به غذا و لباس پوشیدن به ترتیب از کجا ناشی می شوند؟
  14. کشور پهناوری مانند چین چگونه در ردیف ابر قدرتها قرار گرفت؟
  15. نظام اقتصادی از چه طریق در ارتباط با فرهنگ قرار می گیرد؟
  16. دولت چگونه در اقتصاد دخالت می کند؟
  17. نحوه دخالت و عمل دولت را چه می گویند؟
  18. روش دخل و خرج دولت گفته می شود؟
  19. کدام یک از خرده نظام های زیر نیروی کار و مصرف را برای نظام اقتصادی فراهم می کنند؟

درس چهارم:

  1. کدام یک از نظام های زیر موجب تحول و تغییر در نظام اجتماعی کل می شود؟
  2. کدام یک از روابط زیر ترتیب درست را نشان میدهد؟
  3. پیروزی صنعت جدید(نساجی)در مقابل صنعت قدیم چه پیامدی به دنبال دارد؟
  4. اگر سرعت تغییرات در نظام اقتصادی بگونه ای باشد که افراد بتوانند زندگی خود را با شرایط جدید وفق دهند، این تغییرات:
  5. اگر تغییرات در نظام اقتصادی چنان سریع باشد که خرده نظامهای دیگر جامعه نتوانند خود را با آن وفق دهند:
  6. فروپاشی نظام کمونیستی در کشورشوروی چگونه قابل پیش بینی بود؟
  7. ورود سریع صنعت به کشورهای توسعه نیافته چه پیامدی به دنبال داشته است؟
  8. کدام یک از موارد زیر باعث میشود گروههایی در جامعه به ثروت کلان و گروههایی در فقر دست و پا بزنند؟
  9. وقتی پول به یک ارزش اساسی در جوامع تبدیل شود چه پیامدی به دنبال دارد؟
  10. کدام یک از موارد زیر پیامد مناسب نظام اقتصادی است؟
  11. کدام یک از موارد زیر پیامد نامناسب نظام اقتصادی است؟
  12. کدام یک از موارد زیر پیامد نامناسب نظام اقتصادی نیست؟
  13. کدام یک از موارد زیر پیامد مناسب نظام اقتصادی نیست؟

درس پنجم:

  1. چه زمانی فرد شاغل تلقی می شود؟
  2. فرد چه زمانی مصرف کننده محسوب می شود؟
  3. بزرگسال شناخته شدن فرد به کدام یک از موارد زیر بستگی دارد؟
  4. کدام یک از موارد زیر آثار اشتغال بر زندگی فرد محسوب می شود؟
  5. کدام یک از موارد زیر آثار اشتغال بر زندگی فرد محسوب نمی شود؟
  6. کدام یک از موارد زیر به داشتن شغل بستگی دارد؟
  7. کدام یک از موارد زیر از راههای یروز خلاقیت تلقی می شود؟
  8. برای معلم بهترین عرصه بروز خلاقیت کدام یک از موارد زیر می باشد؟

درس ششم:

  1. عوامل عمده در انتخاب شغل را نام ببريد.
  2. دو نفر را در نظر بگيريد يكي با علاقه و ديگري با اجبار والدين شغل خود را انتخاب مي كند كدامموفق تر خواهند بود؟
  3. با ذكر مثال توضيح دهيد استعداد چه تاثيري در انتخاب شغل دارد؟
  4. فردي كه پدرش اهل بازار است ولي خود روحيه خطر كردن ندارد ايا مي تواند در بازار موفق باشد؟
  5. چرا تناسب استعداد و هوش با شغل مورد نظر يك اصل شناخته مي شود؟
  6. با ذكر مثال توضيح دهيد مهارت چه تاثيري در انتخاب شغل دارد؟
  7. خويشتن پنداري چيست و چگونه در انتخاب شغل تاثير مي گذارد؟
  8. با ذكر يك نمونه بيان كنيد محيط و شرايط اجتماعي چگونه در انتخاب شغل اثر مي گذارند؟

درس هفتم:

  1. مفهوم بيكاري چيست؟
  2. انواع بيكاري را نام ببريد.
  3. بيكاري آشكار يعني چه؟
  4. بيكاري فصلي چيست؟
  5. بيكاري پنهان چيست
  6. اشتغال كاذب چيست؟
  7. عوامل بيكاري را نام ببريد.
  8. با ذكر يك مثال توضيح دهيد رشد جمعيت چگونه موجب بيكاري ميشود؟
  9. نظام آموزشي چگونه موجب بيكاري مي شود؟
  10. ماشيني شدن يا اتوماسيون چگونه موجب بيكاري ميشود؟
  11. عدم تعادل در نظام اقتصادي چگونه ايجاد مي شود؟
  12. ركود اقتصادي چيست؟ و چه پيامدهايي دارد؟
  13. زير بناي اقتصادي چيست؟ وچگونه موجب بيكاري مي شود؟

فعاليت هاي فصل چهارم:

درس اول: فعاليتهاي 4-2/ 4-3

  1. براي كارمندان در اداره سه نمونه رابطه اقتصادي بيان نمائيد.
  2. براي كشاورزان در مزرعه سه نمونه رابطه اقتصادي بيان نمائيد.
  3. براي افراد در بازار سه نمونه رابطه اقتصادي بيان نمائد.
  4. يك واحد اقتصادي را در جامعه خود در نظر بگيريد٬ در كدام بخش فعاليت اقتصادي دارد؟
  5. اين واحد اقتصادي از چه نقش هايي تشكيل شده است؟
  6. چند نمونه از روابط اقتصادي ميان اين نقش ها را بنويسيد.

درس دوم: فعاليتهاي 4-4/ 5-4/ 6-4

  1. كدام بخش توليدي از كالاهاي توليد شده كارخانه ي پارچه بافي استفاده مي كند؟
  2. كدام بخش توليدي از كالاهاي توليد شده كارخانه ي چوب بري استفاده مي كند؟
  3. مبادله كالا و خدمات در روزگاران گذشته چگونه انجام مي گرفت؟
  4. امروزه مبادله كالا و خدمات با چه وسايلي انجام مي گيرد؟
  5. وام دهي بانك ها بر ساخت و خريد خانه چه تاثيري دارد؟
  6. وام دهي بانك ها بر ايجاد مجتمع هاي دامپروري يا كشاورزي چه تاثيري دارد؟

درس سوم: فعاليت هاي 7-4/ 8-4/ 9-4/10-4/ 11-4

  1. با ورود خودرو به صحنه زندگي اجتماعي كدام مشاغل به تدريج از بين رفته و كدام مشاغل در جامعه بوجود آمدند؟
  2. اختراع رايانه در روند فعاليت هاي اقتصادي چه تغييراتي به وجود آورده است؟
  3. پيشرفت در زمينه علوم مختلف چگونه بر نظام اقتصادي تاثير مي گذارد؟
  4. براي توليد كشاورزي در جامعه اي كه زمين را با خيش(يا تراكتور) شخم مي زند و با آب باران(يا پمپ) آبياري ميكند چه مهارت هايي لازم است؟
  5. در يك جامعه مصرف كم و كار زياد ارزش است و در ديگري مصرف زياد و تجمل اين ويژگيها براي هركدام  از جوامع مذكور چه نتايجي به دنبال دارد؟

درس چهارم: فعاليت 12-4

  1. ورود برق به يك روستا در روابط اجتماعي مردم چه تغييراتي بوجود مي آورد؟
  2. جايگزيني خودرو به جاي درشكه در يك شهر چه تغييراتي در روابط مردم بوجود مي آورد؟

درس پنجم: فعاليت 13-4 /14-4

  1. شان اجتماعي و نفوذ كدام يك از مشاغل زير بيشتر است؟ شغل آزاد/ پزشكي- مديريت و كارمندي- كاسبي و كشاورزي
  2. اگر فردي شغل خود را از دست بدهد چه تغييراتي در خانواده٬ جمع دوستان و جامعه بوجود مي آيد؟

درس ششم: فعاليت هاي 15-4/ 16-4/ 17-4/ 18-4

  1. شغل خود را چگونه انتخاب مي كنيد؟
  2. براي كشاورزي٬ رانندگي٬ معلمي و مديريت چه استعدادي لازم است؟
  3. فردي كه خطركردن و فعاليت در زمينه هاي بديع جزء تصور وي از خودش است ولي به كاري ساده مشغول ميشود با فردي كه آرامش و عدم تحرك٬ جزء تصور وي از خودش است به كار پر تحركي مشغول ميشوند؟ با چه پيامدهايي مواجه ميشوند؟
  4. براي انتخاب شغل چه عواملي مورد توجه قرار مي گيرد؟

درس هفتم: فعاليت هاي 19-4/ 20-4/ 21-4/22-4

  1. چرا در يك جامعه پديده اي به نام بيكاري بوجود مي آيد؟
  2. ماشيني شدن چگونه موجب بيكاري ميشود؟
  3. چرا مشاغل واسطه گري در جامعه بوجود مي آيند؟
  4. سه نمونه از مشاغل واسطه اي نام ببريد كه در نظام اقتصادي اثر مطلوب دارند؟
  5. سه نمونه از مشاغل واسطه اي نام ببريد كه در نظام اقتصادي اثر نا مطلوب دارند؟
  6. چرا در بعضي جوامع(مثل ايران) تورم بوجود مي آيد؟

فصل پنچم: درس اول

  1. دو روي زندگي اجتماعي كدامند؟
  2. چه كساني تعادل و هماهنگي جامعه را مختل مي سازند؟
  3. منظور از نقش سياسي چيست؟
  4. نظام سياسي را با ذكر مثال توضيح دهيد.

درس دوم:

  1. هدايت گروه٬ حزب يا انجمن٬ و قبيله با كدام نقش ها مي باشد؟
  2. نظام خود كامه چيست؟
  3. نظام قانوني چيست؟
  4. با ذكر دو مورد از هركدام نظام قانوني و خود كامه را با يكديگر مقايسه نمائيد

درس سوم:

  1. در نظام سياسي ايران چند نوع نقش قابل تفكيك مي باشد؟
  2. كداميك از موارد زير صلاحيت نقش رهبري مي باشد؟
  3. كدام يك از موارد زير صلاحيت نقش رهبري نمي باشد؟
  4. صلاحيت هاي نقش رهبري كدام است؟
  5. كداميك از موارد زير تكاليف نقش رهبري مي باشد؟
  6. كدام يك از موارد زير تكاليف نقش رهبري نمي باشد؟
  7. تكاليف نقش رهبري كدام است؟
  8. كداميك از موارد زير صلاحيت نقش رياست جمهوري مي باشد؟
  9. كداميك از موارد زير صلاحيت نقش رياست جمهوري نمي باشد؟
  10. صلاحيت هاي نقش رياست جمهور كدام است؟
  11. كداميك از موارد زير تكاليف نقش رياست جمهور مي باشد؟
  12. كدام يك از موارد زير تكاليف نقش رياست جمهور نمي باشد؟
  13. تكاليف نقش رياست جمهوري كدام است؟
  14. كداميك از موارد زير صلاحيت نقش نمايندگي مي باشد؟
  15. كدام يك از موارد زير صلاحيت نقش نمايندگي نمي باشد؟
  16. صلاحيت هاي نقش نمايندگي كدام است؟
  17. كداميك از موارد زير تكاليف نقش نمايندگي مي باشد؟
  18. كدام يك از موارد زير تكاليف نقش نمايندگي نمي باشد؟
  19. تكاليف نقش نمايندگي كدام است؟
  20. وظيفه شوراي نگهبان چيست؟
  21. وظيفه مجلس خبرگان چيست؟
  22. شوراهاي اسلامي شهر و روستا براي پيشبرد كدام برنامه ها شكل گرفته اند؟
  23. كدام يك از شوراهاي زير در قانون اساسي ذكر شده اند؟
  24. كدام يك از شوراهاي زير در قانون اساسي ذكر نشده اند؟
  25. چند نوع شورا در قانون اساسي بيان شده است؟

درس چهارم:

  1. منظور از فعاليت سياسي چيست؟
  2. چارچوب فعاليت هاي سياسي را چه عاملي مشخص ميكند؟
  3. راه هاي مشاركت سياسي را نام ببريد.
  4. كدام يك از موارد زير جزء راه هاي مشاركت سياسي مي باشد؟
  5. كدام يك از موارد زير جزء راه هاي مشاركت سياسي نمي باشد؟

درس پنجم:

  1. قدرت از طريق كدام يك از راه هاي زير به افراد تفويض ميشود؟
  2. مراحل انتخاب نماينده را نام ببريد.
  3. كدام يك از موارد زير مربوط به مراحل انتخاب كانديد مي باشد؟
  4. كدام يك از موارد زير مربوط به مراحل انتخاب كانديد نمي باشد؟
  5. شيوه هاي شناسايي كانديداها را نام ببريد.
  6. كدام يك از موارد زير مربوط به شيوه شناسايي كانديد مي باشد؟
  7. كدام يك از موارد زير مربوط به شيوه شناسايي كانديد نمي باشد؟

درس ششم:

  1. افراد قبل از شروع فعاليت هاي سياسي در كدام يك از مراكز زير اجتماعي ميشوند؟
  2. در كدام يك از موارد زير فرد به شيوه هاي مشورتي روي خوش نشان نمي دهد؟
  3. در خانواده اي كه پدر بطور مستبدانه عمل مي كند شخصيت مطلوب چگونه شخصيتي خواهد بود؟
  4. كدام دسته از افراد آمادگي بيشتري براي قبول شيوه هاي مشورتي دارند؟
  5. چند مورد از آثار غير مستقيم خانوده بر فعاليت هاي سياسي را نام ببريد.
  6. چند مورد از آثار نظام سياسي بر خانواده را نام ببريد.
  7. مدرسه در ارتباط با نظام سياسي چگونه عمل مي كند؟
  8. كدام يك از افراد زير براي برعهده گرفتن نقش هاي سياسي مناسبتر مي باشند؟
  9. نظام سياسي براي اينكه دوام داشته باشد بايد متوجه كدام يك از نظام هاي زير باشد؟
  10. كدام يك از موارد زير ناسازگاري بين نظام آموزشي و سياسي را نمايان مي سازد؟

فعاليتهاي فصل پنجم:

درس اول: فعاليت هاي1-5/ 2-5/ 3-5

  1. براي حل درگيري در گروههاي(خانواده، خويشاوندان،مدرسه)چه نقش هايي وارد عمل ميشوند؟
  2. براي تضاد و اختلاف داخل جامعه يك نمونه ذكر كنيد.
  3. براي انحراف از قانون يك نمونه ذكر كنيد.
  4. براي تهديد خارجي يك نمونه ذكر كنيد.
  5. براي حل تضاد و اختلاف داخل جامعه كدام يك از نقش هاي زير عمل مي كنند؟
  6. براي مقابله با قانون كدام يك از نقش هاي زير عمل مي كنند؟
  7. براي مقابله با تهديد خارجي كدام يك از نقش هاي زير وارد عمل مي شوند؟

درس دوم: فعاليت 4-5

  1. با ذكر دو مورد از هركدام نظام خود كامه و قانوني را با يكديگر مقايسه نمائيد.

درس سوم: فعاليت5-5

  1. آيا رسانه هاي گروهي(صدا و سيما، روزنامه ها و مجلات) و احزاب و انجمن ها را نيز ميتوان بخشي از نظام سياسي دانست؟ چرا؟
  2. مجلس دانش آموزي را مي توان جزء كدام يك از انواع شوراها به حساب آمورد؟

درس چهارم: فعاليت هاي6-5/ 7-5/ 8-5

  1. چه عاملي اشكل مختلف فعاليت سياسي را در يك جامعه مشخص مي كند؟
  2. پنج نمونه از آثار و نتايج وجود احزاب و انجمن ها در جامعه را بيان كنيد؟
  3. تاثيرات نامطلوب رسانه ها بر جامعه را نام ببريد.

درس پنجم: فعاليت هاي 9-5/ 10-5

  1. سه نمونه از مواردي كه نشان دهنده انتخاب كور است را نام ببريد.
  2. دو نمونه از شعارهايي را كه معاني متعدد دارند نام ببريد.

درس ششم: فعاليت هاي 11-5/ 12-5/ 13-5/ 14-5

  1. در يك خانواده وادين فعليت سياسي مستمر دارند و در ديگري آنرا امري بيهوده مي دانند چند نمونه از رفتار افراد تربيت شده در خانواده هاي ياد شده را نام ببريد.
  2. چهار نمونه از تاثيرات نظام سياسي بر خانواده را نام ببريد.
  3. سه نمونه از ناهماهنگي ميان خانواده و نظام سياسي را نام ببريد.
  4. نظام آموزشي با تغيير موقعيت اجتماعي و اقتصادي افراد چه اثري بر نظام سياسي مي گذارد؟(يك نمونه كافيست).

موفق باشيد/احمد حسن زاده

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 21:21 |

يكي از معضلات مختلفي كه براي مدارس در پايان هر سال خورشيدي ايجاد مي شود تعطيل شدن كلاس ها پيش از موعد مقرر است. هرچند اداره آموزش و پرورش فرهنگيان را ملزم به حضور در كلاس ها مي كند اما واقعيت اين است چنانچه دانش آموزي در كلاس حضور پيدا نكرده باشد نظام اجتماعي كلاس تشكيل نخواهد شد و خود بخود چرخه ياد دهي و ياد گيري نيز دچار اختلال خواهد شد. آنچه باعث شده مدارس با چنين وضعيتي مواجه شوند ميتواند متاثر از عوامل زير باشد. 1. فضاي آموزشي كلاس ها به دليل مندرس بودن امكانات آموزشي و فقدان تكنولوژي مناسب نتوانسته است محيطي جذابتر از خانه را براي دانش آموز فراهم نمايد همين موضوع باعث مي شود دانش آموزان بر اساس يك تقويم خود ساخته از بيستم اسفند ماه زمزمه تعطيلي را مطرح نمايند و در روز خاصي اين خواسته خود را محقق نمايند. 2.بسياري از خانواده ها بدليل فقر مالي و فراهم شدن فرصت معاملاتي در ايام نوروز به انحاء مختلف از جمله دستفروشي فروش توسط وسائط نقليه و نيز كارگري در ديگر نقاط فرصت را براي فرزندان دانش آموز خود مغتنم شمرده و آنها را براي كار بيشتر تشويق به غيبت پيش از موعد مقرر مي نمايند و دانش آموزان نيز با كم شدن فشار هنجاري خانواده براي تعطيل كردن مدرسه رغبت بيشتري نشان مي دهند. 3.فشار درسي و پرسش هاي مستمر معلمان و نيز رفتار هاي نابهنجار برخي دانش آموزان و هنجارگذاري برخي افراد تاثير گذار در كلاس ها نيز به اين موضوع دامن زده و در تعطيل شدن پيش از موعد دانش آموزان بي تاثير نمي باشد. 4. كنشي كه طي ساليان گذشته به دلائل مختلف موج هنجاري ايجاد نموده هم اكنون بصورت فرهنگ فراگير دانش آموزي حداقل در اين منطقه خود را نمايان مي سازد و دانش آموزان را به تعطيلي پيش از موعد راغب مي سازند. 5. برخي نيز عدم تمايل و تاكيد نكردن همكاران فرهنگي بر حضور دانش آموزان در كلاس درس را موجب تعطيل شدن مدارس مي دانند كه اين ميتواند تا حدودي ساخته و پرداخته تحليل هاي ناقص كادر اداري ادارات آموزش و پرورش باشد نه واقعيت امر. به هر حال آنچه واقعيت دارد در يك چنين فضائي كه هر روز از انواع مفاسد اجتماعي بحث مي شود و انواع امراض اجتماعي  سياسي فرهنگي اقتصادي و ... مشاهده مي شود و كسي توان ساماندهي آنها را ندارد و يا نمي خواهد آنها را به سامان برساند نمي توان فرزندان سالمي نيز تربيت نمود تازمانيكه نوع روابط با مراجع قدرت بصورت نامتوازن تعريف مي شود و افراد توانا براي ارائه افكار و انديشه هاي خود بر صدر نشانده نشوند و جائي نداشته باشند و مناصب امور و مصادر قدرت هم در اختيار افراد ناتوان باشد مسائل گوناگون نيز همچون كلاف سر درگم روز به روز پيچيده تر خواهند شد. بنا براين هر كسي در هر پستي كه با شد اگر بيش از دو دوره چهار ساله تركتازي نكند و افكار كهنه خود را براي دريافت مزاياي بيشتر مدرن جا ندهد و فرصت را براي مشاركت همه فراهم سازد افكار مختلف نيز بصورت زلال به جريان خواهد افتاد افكاري كه مبتني بر دين و ائين مقدس اسلام فراهم باشد ميتواند اندك اندك براي اين همه مشكلات راهكار ارائه دهد.

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 19:6 |

ما انسانها در حوزه هاي مختلف نسبت به مسائل گوناگون كنش هائي انجام مي دهيم يكي از ويژگيهاي كنش نيز آگاهانه بودن آن است آگر در جامعه تمامي كنش هاي ما با توجه به ويژگي مزبور انجام مي گيرد پس قاعدتا نبايد در جامعه بي نظمي و نابساماني ايجاد شود با اين مقدمه كوتاه شما علت اين همه بي نظمي اجتماعي را در چه عواملي مي بينيد؟ آيا براي ايجاد نظم به نيروهاي كنترل كننده احتياج است اگر هست چگونه بايد باشد كه به ديكتاتوري منجر نشود؟ پاسخ هاي خود را در قسمت نظرات ارائه كنيد. 

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 21:40 |

به نام خدا

هركدام از شما نامزدهاي محترم، با هر هدف و انگيزه خاصي كه وارد ميدان انتخابات شده ايد؛ در افزايش ميزان مشاركت سياسي مردم و و به تبع آن ثبات سياسي نظام نقش شايان توجهي ايفا كرده ايد و حاكميت نظام بايستي قدر دان اين از خود گذشتگي شما باشد.

 تعداد زيادي از كانديداها از ماهها پيش به صورت پيدا و پنهان و يا به شكل غير رسمي در مجالس و اجتماعات مردمي حضور مستمر و يا متناوب داشته اند و به عبارتي موضوع انتخابات را با ضريب القاء بالا در ميان مردم مطرح نموده  و شبكه هاي خويشاوندي و غير آن را در راستاي جلب نظر مساعد مردم به سمت و سوي خود به تلاش وا داشته اند.

 حال اين تلاش به نتيجه مورد نظر منجر شود يا نه؟ چندان اهميت ندارد. مهم آن است كه به ديگران نشان داده شود، مردان عمل در اين جامعه و در اين حوزه انتخاباتي كم نيستند و در اين باره حاضرند از جان و آبروي خويش مايه بگذارند تا شايد گرهي از مشكلات مردم گشوده شود.

انتخاب درست با اين سوال از خود شروع مي شود كه من به عنوان يك شهروند از اين كانديد انتظار انجام چه كاري را دارم؟ كدام طرح و برنامه در شهر من گره گشاي مشكلات است؟ ممكن است برخي به برقراري عدالت، ايجاد برابري، رفع تبعيض، بيكاري و غيره اشاره نمايند و گروه ديگر انتظاراتي فراتر از اين مسائل را داشته باشند و برخي هم براي سوالات مذكور پاسخي نداشته باشند.

اما آنچه روشن است هركدام از كانديداها براي ارضاء اين حس كنجكاوي مردم به ارائه طرح و برنامه خود مي پردازند و هركدام فهرست بلند بالائي را براي رفع مشكلا ت بيان مي نمايند كه بسياري از آنها با همت مسئولين منجمله نماينده ها عملي و برخي نيز فاقد توجيه عملياتي مي باشند.

حال در ارتباط با موضوع مذكور چند بحث قابل طرح است اول اينكه از ميان كانديدا هاي حوزه دلفان و سلسله فقط يك نفر قادر به راهيابي به مجلس خواهد بود. و از طرف ديگر هم اين كانديد پيش از انتخاب براي خود طرح و برنامه هايي را براي جذب آراء مردم داشته است.

ضمن احترام به آراء همه مردم و نيز طرح و برنامه كانديد موفق و انتظاري كه از او براي پي گيري برنامه هاي خود مي رود، بايستي توجه نمود صرف پي گيري برنامه هاي ارائه شده توسط كانديد پيروز، نمي تواند موجب ايجاد رضايت تام براي همه مردم باشد.

 كانديد پيروز ميدان انتخابات بايستي توجه داشته باشد كه هركدام از رقباي او نيز براي خود طرح و برنامه اي داشته اند، كه اين طرح و برنامه بخشي از جامعه يعني حاميان كانديد رقيب را تشكيل داده اند؛ لذا، انتظار آنست هر كدام از كانديداها كه پيروز صحنه انتخابات باشد به برنامه رقباي خود نيز توجه داشته باشد و بعد از پي گيري برنامه هاي خود بخشي از فعاليت ها را به پي گيري برنامه ديگر رقبا در مجلس اختصاص دهند. زيرا هرچند تمايز آشكار ميان اين برنامه ها(برنامه كانديد پيروز و ديگر رقباي انتخاباتي) وجود دارد ولي پي گيري آنها نوعي احترام به مطالبات اقشار مختلف مردم خواهد بود.

كانديد موفق بايستي توجه داشته باشد كه پيگيري برنامه هاي ديگران چيزي از شان و منزلت اجتماعي او كم نمي كند بلكه خوشبيني مردم به نظام را فراهم خواهد نمود.

علاوه بر موارد مذكور فرمانداريها يا ديگر ادارات مرتبط مي توانند به تهيه فهرست جامعي از طرح و برنامه كانديداها كه برايند فكر وانديشه درست آنها و ديگر صاحبنظران مرتبط با آنها است، اقدام نموده و طي مدت مسئوليت خود به طرح و تامين بخشي از آنها بپردازند كه اگر چنين اقدام شايسته اي به انجام برسد تاثيرات آن در ايجاد تحولات سازنده در منطقه بر همگان آشكار خواهد شد.  احمد حسن زاده

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ و ساعت 22:26 |

به نام خدا

كم كم به ايام انتخابات نزديك مي شويم. رسانه هاي داخلي با شيوه هاي رايج خود محور هاي تبليغاتي مورد نظر را انتخاب نموده و درصدد القاء ارزشهاي مشاركت جمعي به مردم درموضوع  انتخابات هستند و بي تفاوتي را به انحاء مختلف نهي نموده و شايسته شهروندان اين ديار نمي دانند. همه را به نوعي احساس مسئوليت كردن٬ فرا مي خوانند و ما نيز قبول داريم كه «كلكم راع و كلكم مسئول» هركسي در جاي خود بايستي مسئوليتي را بپذيرد. هر كس در جايگاه خود ميتواند با عمل به تكاليفش به همان نسبت مدعي اداي حقوق ديگران باشد و اگر كسي وظيفه خود را به درستي انجام ندهد به همان اندازه در اداي حقوق ديگران قصور نموده است و اين فرد نه تنها شايسته برعهده گرفتن هر نقشي در جامعه نمي باشد بلكه دادن نقش هاي كليدي به اوخيانتي در حق همه مردم است.

در طرف مقابل نيز رسانه هاي خارجي و سردمداران زورگوي دنيا را داريم كه فرصت را غنيمت شمرده و تلاش دارند مردم را نسبت به اوضاع داخلي و شرايط بين المللي دلسرد و مشاركت آنها را در انتخابات بي تاثير جلوه دهند تا از حضور مردم در پاي صندوقهاي راي بكاهند و سپس بر مبناي آن مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران را زير سوال ببرند.

مجموعه اين تدابير داخلي و ترفندهاي خارجي بيانگر اهميت انتخابات دور نهم مجلس است كه مي طلبد مردم از سرنوشت خود غافل نبوده و به گونه اي شايسته صحنه انتخابات را با حضور خود رونق بخشند.

غالب مردم دلفان در جريان بررسي صلاحيت كانديدا هاي حوزه دلفان و سلسله از رد شدن برخي چهره ها كه سالهاي سال خود را بر سرنوشت مردم اين منطقه تحميل كرده بودند وبه نوعي مانع توسعه همه جانبه اين حوزه انتخابي شده بودند٬ خوشحال گرديدند و عدم مماشات نظام را (با هر كسي٬ ولو اينكه قبلا مسئوليت هاي مهم گرفته اما رضايت عمومي را فراهم نكرده باشد) مايه مسرت خود تلقي كردند.

اما در كمال ناباوري برگشت مجدد برخي از آن چهره هاي تحميلي از سوي هيئت نظارت استان غباري از غم را بر چهره متبسم اين مردم نشاند و اين سوال را در اذهان عمومي ايجاد كرد كه اگر محتواي قانون يكسان است كه هست و موارد موجود هم براي فلان كانديد ثابت است كه هست پس چگونه كانديداي رد صلاحيت شده با موارد مشخص در مركز استان مورد تاييد قرار مي گيرد و كانديداي تاييد صلاحيت شده در حوزه دلفان و سلسله رد صلاحيت ميشود؟ آيا قهرمان قصه ما ميتواند عوامل موثر در امر تاييد صلاحيت ها را با نفوذ اداري خود منفعل نموده و با زبان بي زباني به همه بفهماند كه ميتواند قوانين موجود را دور زده و خود را همانطور كه دوست مي دارد بر همگان تحميل نمايد؟

چه كسي پاسخگوي اين سوالات است آيا اينگونه رفتارهاي متضاد موجب افزايش مشاركت عمومي ميشود يا كاهش آن را به دنبال دارد؟ آيا دشمن از حضور چنين افرادي در عرصه انتخابات مجلس خوشحال مي شود يا ناراحت؟  چرا مسئولين ذيربط در اداره اطلاعات كه با شهامت و عملكرد قابل تحسين خود مي توانند امثال ريگي را در آسمان به پايين بكشند ولي در قبال اينگونه تضاد هاي مضر به حال مردم و نظام سكوت اختيار مي كنند؟ مدافع حقوق مردم در اين ميان چه كساني مي باشند؟

نكته قابل تامل ديگر اينكه در دوران پس از انقلاب به خاطر ساختار قبيله اي حوزه انتخابي هنوز شيوه مدرن و مدوني براي تبليغات كانديداها شكل نگرفته و كانديدا ها با حضور در ميان اقشار مختلف و در مواردي دعوت پيش از موعد مردم حتي به صرف وعده هاي غذايي در صدد جذب آراء ديگران مي باشند و در اين ميان رد پاي افرادي در كنار آنها ديده ميشود كه نه تنها وجهه اجتماعي قابل قبولي ندارند بلكه با رفتار هاي ناسازگار با قواعد اجتماعي فرصت هاي فراواني را از مردم اين ديار و نيز مسئولين ذير بط به هدر داده و در شرايط  فعلي نيز معاشرت آنها با كانديدا ها نه تنها نمي توانند وجهه خراب شده خود را ترميم نمايند بلكه اختلاط كردن آنها با كانديدا ها موجب خدشه دار شدن شيوه هاي برخورد نظام با اين گونه موارد شده است كه با تاييد صلاحيت هاي به عمل آمد و تداوم حضور آن چهره هاي مسئله دار مردم دچار نوعي دوگانگي رفتاري در مشاركت سياسي ميشوند كه اين نمي تواند پيامدهاي مثبتي را براي نظام به همراه داشته باشد.

بهرحال٬  حقوق ملت در قالب 23 اصل در  فصل سوم قانون اساسي قيد شده است ولي اگر مردم ما به عنوان شهروندان وظيفه شناس تكاليف خود را كه  يكي از آنها همين راي دادن و شركت در انتخابات است مراعات كردند  و در مقابل راي گيرنده تكاليف خود را درست انجام نداد٬ همانطور كه تجربه دوره هاي گذشته چنين مي نمايد و كس يا كساني از بستگان خود را كه سالها از مكان و محل مردم دور بوده اند٬ بر آنها بگمارد٬  تكليف چيست؟

در اين ميان چه كسي جوابگوي مردم و حقوق پايمال شده آنها خواهند بود؟ آيا زمان آن فرا نرسيده كه پس از انتخابات توسط تيم معيني با شناسائي نيروهاي مومن٬ متعهد٬ با كارائي بالا و مقبوليت و محبوبيت فراگير رونقي تازه در ساختار اداري اين منطقه داده شود؟ آيا حكومت اسلامي بايستي به پياده كردن احكام اللهي در جامعه اقدام نمايد يا با دادن اختيارات تامه در عزل و نصب ها به نمايندگان هر حوزه اسلاميت نظام را مورد خدشه قرار دهد؟ اگر عده اي اين مسائل را با فاكتور جمهوريت نظام توجيه مي كنند پس جاگاه اسلاميت در اين عزل و نصب ها كجاست چه كسي بايستي آن را رصد نمايد؟ مردم يا مسئولين و يا با همكاري هردو گروه؟ بدون شك همكاري هر دو گروه ميتواند زمينه ساز بهبود امور با شد اما پشت صحنه اين گونه مسائل را چه كساني ميتوانند عيان نمايند؟ چرا آنها كه توان اين گونه كارها را دارند در زمان اقدام سكوت مي نمايند؟ آيا سكوت آنها به تقويت نظام اسلامي كمك مي كند يا پذيرش اجتماعي آنرا دچار آسيب مي كند؟

 آرايش سياسي منطقه توسط چه كساني ترسيم مي شود؟ جهت گيري رفتار سياسي مردم در راستاي منافع چه اقشاري رقم مي خورد؟ جايگاه نظام و هزينه هائي كه بر آن تحميل مي شود كجاست؟

آيا مي دانيد چه مقدار خونهاي پاك بر اين زمين جاري شد تا ما  بر اين ارض٬ عرض اندام كنيم؟ آيا به همان اندازه كه مردم به خاطر خدا تحمل مشقت كرده و مي كنند مسئولين منطقه  نيز تحمل دارند از پست هاي خود كه در آن هيچ گونه شق القمري براي مردم صورت نگرفته پايين بكشند و بستر را براي حضور افراد توانا تر در عرصه انتخابات مهيا سازند؟ حضور در اين گونه عرصه ها نياز به افراد توانا در تقوا و پرهيزگاري٬ علم٬ عمل٬ تحليل و چارچوب تحليلي براي مسائل و مشكلات منطقه اي٬ كشوري٬ بين المللي و ارائه راهكار بدور از هيجانات و عواطف انساني كه مانع تحليل منطقي مي شود٬ دارد. افرادي  كه امكانات موجود را به راحتي شناسائي مي كنند و قدرت برابر سازي مناطق و اعمال عدالت در رفتار را دارند به محرومين بيشتر از مترفين مي پردازند و به آنهائي كه توان حضور در كنار آنها را ندارند بيش از ديگران كه به حضور مي رسند مي انديشند و در يك كلمه مجلسي كه اشداء علي الكفار و رحماء بينهم باشد.

اما نقش ما مردم چيست؟ اگر نماينده اي با تلفني كار شخصي ما را رتق و فتق نمود و يا با نامه اي گره گشاي كار ما شد اما در انجام امور عمومي توان لازم را از خود نشان ندهد٬ مثلا در حل مشكل بيكاري٬ احداث و راه اندازي چند كارخانه نه چندان بزرگ  و يا جذب سرمايه از مناطق و اشخاص سرمايه گذار ناتوان است٬ ميتواند فرد مناسب براي دستيابي به منصب نمايندگي با شد؟ بدون شك جواب منفي است. لذا٬ بر ماست كه براي عمل مهم انتخاب كردن معيار مناسب داشته باشيم و كانديدا ها را بر معيار هاي خود بسنجيم نه اينكه معيار ها را بر كانديدا ها آدابته نمائيم كه اگر چنين شود ره به خطا رفته ايم. فراموش نكنيم خدا را بايستي در رفتار افراد ملاحظه نمود و دفاع از محرومين را در عمل آنها و اگر چنين نباشد چه بسا اين دو حربه اي براي رسيدن به مقصود و رساندن منافع به گروههاي مقابل آنها باشد.

نكته پاياني اينكه انقلاب اسلامي در بدو پيروزي خود آرمانهايي داشته و دارد كانديدا ها بخاطر جذب آراء ديگران آرمانهاي انقلاب را با رفتار هاي خود خدشه دار نسازند مورد ادعا ازبين بردن خان سالاري در جامعه و احياء آن توسط برخي كانديدا ها.

كانديدا ها خوي نا درست و ناپسند گدايي منزل به منزل براي جذب آراء  را رها كنند و در مقابل فرمانداريها براي آنها در مراكز شهر و روستا برنامه هاي مشخص و برابري منظور نمايد تا هم عدالتي حس شود و هم صاحبان زر و زور و تزوير گوي سبقت را از ديگران نربايند. و مردم با حضور در سخنراني آنها و استماع برنامه ها بتواندد اصلح را از غير آن تميز دهند.

 كانديداها  بايد  خود را با نظام منطبق سازند نه اينكه نظام را با خود٬ مواظب كساني باشند كه در معيت آنها  قرار دارند و براي آنها به  تبليغ مي پردازند ؟ توجه داشته باشند كه اطرافيان آنها با چه انگيزه اي به همكاري با آنها مي پردازند؟ همكاري آنها منجر به آن نشود كه بي قانوني در جامعه ترويج گردد. همه مردم نظام را دوست دارند ولي نظام نيز همانطور كه مردم را به كمك مي طلبد بايستي با تاييد صلاحيت افراد قوي و فعال  به مردم كمك كند؟ تا همه از عمل خويش خرسند باشند و خدا نيز از همگان راضي و خشنود گردد.  احمد حسن زاده

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ و ساعت 22:24 |

به نام خدا

هر كدام از ما شهروندان ايراني كه طي سنوات گذشته٬ در انتخابات مشاركت موثر داشته ايم؛ با هدف و انگيزه خاصي وارد عرصه شده ايم.

 تفويض قدرت و اختيارات تامه٬ به شخصي  كه قرار است من بعد نقش نمايندگي يك منطقه را برعهده بگيرد٬ كالاي كم بهائي نيست كه براحتي در اختيار هر كسي قرار بگيرد.

 همانطور كه مي دانيد علاوه بر قانون گذاري٬ نمايندگان حق استيضاح وزراء را نيز دارند. اما مردم نمي توانند وكيل خود را در صورت عدم توان در انجام تكاليف معينه و مصرحه در قانون اساسي استيضاح نمايند و يا او را مورد مواخذه قرار دهند. در چنين شرايطي مي طلبد كه مردم بين اين كنش اجتماعي و ديگر كنش هاي زندگي خود تفاوت آشكاري قائل شوند.

حق انتخاب كانديد اصلح با مردم است و اين نيز ميسر نمي گردد مگر اينكه پيش از زمان برگزاري انتخابات٬ انتخاب كنندگان كه مردم باشند٬ معيارهاي مشخصي را براي خود معين و تعريف نمايد.

اگر شهروندان ايراني بر اساس معيار مشخص و ويژگي هاي مدوني اقدام به انتخاب نماينده نكنند٬ چه بسا پس از مدتي پيامدهاي ناشي از انتخاب غلط آنها متوجه قاطبه شهروندان خواهد شد.

 بنابراين٬ بر همگان لازم است بدور از تعصبات قومي و قبيله اي با بهره گيري از خرد جمعي و با هدف تامين برنامه هاي ملي و منطقه اي به سمت و سوي نوعي گزينش مبتني بر عقلانيت حركت نموده و پيش از ورود به عرصه انتخابات٬ انتظارات خود را از كانديداي مورد نظر فهرست نموده و سپس با بررسي هاي لازم در مورد هركدام از آنها٬ اقدام به انتخاب فردي نمايند كه مي تواند انتظارات جمعي را بهتر از توقعات فردي برآورده نمايد٬ هر چند كه چنين عملي در چارچوب قانون نيز در حوزه انتظارات ميگنجد. بر اين اساس برخي معيارها براي شناخت كانديد اصلح از غير آن٬ در ذيل آمده است. كه شهروندان با بهره گيري از تفكرات خود و يا مشورت با صاحبان انديشه ميتوانند حلقه هاي مفقوده را بر آن اضافه نمايند تا آثار مترتب بر آن متوجه لايه هاي پيدا و پنهان جامعه شود.

1.   داشتن تقوا و پرهيز گاري از مهمات مورد نياز براي انتخاب نماينده خواهد بود. بايد بپذيريم فردي كه داراي تقواست٬ بهتر از ديگران مي تواند نقش وكيل بودن را ايفا نمايد. در آيات شريف قران نيز بر اين موضوع اشاراتي شده است كه «ما قدرت را دست به دست مي گردانيم تا مقام اهل ايمان مشخص شود» و در جاي ديگر مي فرمايد: «ما قدرت را دست به دست مي گردانيم تا از بروز فساد جلوگيري نمائيم» يعني از قدرت براي اصلاح امور مردم استفاده شود و لاغير.در اين راستا امام امت نيز در زمان حيات مبارك خود جمله اي داشتند كه ذكر آن خالي از فايده نخواهد بود. «انسان اگر علم بياموزد و در كنار آن تقوا نباشد٬ بوي تعفن ان براي همگان آزار دهنده خواهد بود». يعني در يك جامعه اسلامي٬ عالم بدون تقوا نمي تواند منشاء خدمات ارزشمند باشد.

2.   هرچند تحصيلات بالا يكي از شرايط كانديد شدن در اين دوره مي باشد اما اگرصرف اين معيار مورد نظر انتخاب كنندگان باشد٬ چندان وافي به مقصود نخواهد بود. لذا٬ چون غالب كانديداها واجد اين ويژگي هستند بايستي انگشت اشاره به سمت كسي نشانه رود كه قدرت تحليل بالاتري در مسائل سياسي٬ اقتصادي٬ اجتماعي و فرهنگي حوزه انتخاباتي خود٬ كشور٬ منطقه و فراتر از آن را دارد. به عبارت ديگر قدرت تحليل مسائل در  سطح خرد و كلان در ابعاد مذكور را دارا باشد. نياز به گفتن ندارد كه شناخت مسائل مرتبط با ابعاد مذكور٬ تئوريزه نمودن آنها٬ تفكرات سيستماتيك٬ توان تركيبي و قدرت بالا در تشخيص سره از ناسره و حق از باطل و ارائه راهكارهاي مناسب٬ توسط نماينده از لوازم يك مجلس مقتدر خواهد بود.

3.   داشتن انعطاف در برابر نظرات و انتقادات مثبت و سازنده ديگران هم از جمله لازمه هاي كار كانديدا مي باشد. فردي كه داراي رسوبات فكري خاص خود باشد و خود را سرامد ديگران در تقابل با مسائل اجتماعي تلقي كند٬ نه تنها به راحتي از پس غالب امور بر نخواهد آمد٬ بلكه بعد از مدتي ديگران را نيز از اطراف خود پراكنده نموده و اعتماد آنها را از خود سلب خواهد كرد. لذا٬ چون هركس نمي تواند به تنهائي تجربه هر موقعيتي را بدست آورد و به تبع آن قدرت شناخت موضوعات مختلف را كسب نمايد؛ لازم است خود را پذيراي پيام هاي جديد با هر وسيله و ابزاري سازد به شرط اينكه در قبال دريافت اطلاعات و پيام هاي تازه٬ موقعيت خطير نمايندگي را با امتياز دهي به اشخاص ويژه به خطر نياندازد و فقط خود را نوعي هم فكر در رتق و فتق امور با موكلين جا دهد و كار آنها را هم در اين زمينه تلقي و ارزيابي نمايد تا باعث انتظارات بيجا و خارج از قواعد مرسوم در ديگران نشود.

4.   حضور در ميان موكلين و شنيدن درد و دل غالب آنها كه امكان ارتباط مستقيم با نماينده را ندارند از ضروريات زندگي در جامعه مدعي مردم سالاري ديني است. اين موضوع اگر چه منجر به حل مشكلات مردم نشود٬ ولي موجب افزايش اعتماد اجتماعي به وكيل مي شود و در اين زمينه كانديد بايستي قدرت خود را وسيله اي در راستاي حل مشكلات مردم تلقي نمايد نه خداي نخواسته وسيله خود برتر بيني بر ديگران. لذا٬ گشت و گذار هاي امروز انتظارات فردا را ايجاد مي كند و انتظاري مقدس خواهد بود كه در چاچوب قانون و شرع مقدس باشد نه فراتر از آن و هركسي انتظاري خارج از اين قاعده داشته باشد چه در كوتاه مدت و چه در بلند مدت به ساختار نظام و مشروعيت آن خدشه وارد مي سازد.

5.   كانديدا ها از دادن وعده هاي غير عملي به مردم اجتناب نمايند٬ چرا كه قانون اساسي وظايف آنها را مشخص نموده و هر وعده اي فراتر از آن نوعي بدعت در قانون گريزي٬ دروغ پردازي سياسي و شانتاژ هاي تبليغاتي تلقي خواهد شد. اينجاست كه اعلام پايبندي به قانون اساسي مهمتر از اصول مقدس ديگري است كه اعلام مي شود. زيرا طرح يك فرع نمي تواند مقدم بر اصل و اساس آن باشد.

6.   كانديد بايد با طرح و برنامه باشد٬ يعني از همين زمان كانديد شدن براي خود طرحهائي را براي زمان نماينده شدن لحاظ كرده باشد. اگر اين توان در وي نباشد و منتظر قرار گرفتن در موقعيت مجلس باشد به نوعي فرصت هاي طلائي فعلي خود را هدر داده است و آن زمان براي تمرين كردن دير خواهد بود. در جامعه ما مسائل عديده اي چون بيكاري٬ مواد مخدر٬ اختلاس هاي كلان٬ رانت خواري ها و ... وجود دارد٬ كانديدها بايد براي هر كدام راهكار و برنامه اي داشته باشند. بويژه در زمينه بيكاري و ايجاد اشتغال كه بسياري از مسائل مرتبط با خود را در سطح جامعه ايجاد كرده اند.

7.   محبوبيت و كارائي هم از ويژگي هاي ديگر يك كانديد خوب خواهد بود يك كانديد كه واجد يكي از اين دو ويژگي بدون ديگري باشد نمي تواند كانديد مطلوبي تلقي شود بهتر انست دنبال كسي باشيم كه داراي اين دو. ويژگي لازم به طور هم زمان باشد. حال ممكن است كه كانديدي داراي هر دوي اين ويژگي ها نباشد در چنين شرايطي به نظر مي رسد كارائي و توان عملياتي فرد براي جامعه سازنده تر باشد تا محبوبيت هر چند هركدام بدون ديگري هزينه هايي را به دنبال خواهند داشت.

8.    ايجاد تحول با وضع قوانين در سازمانها و اداراتي كه فاقد كارائي و بهره وري لازم هستند. بايستي مد نظر كانديداهاي امروز و نمايندگان فردا باشد و مردم به اين ويژگي مهم عنايت كافي داشته باشند. زيرا عدم توجه به تحولات اجتماعي از سوي نمايندگان ميتواند جامعه را به رخوت وسستي و ايستائي سوق دهد كه در شرايط فعلي جهاني كه همه براي سبقت بر ديگران تلاش مستمر دارند٬ مي تواند به ساختار جامعه آسيب هاي فراواني برساند.

9.   توجه به عدالت اجتماعي و فراهم كردن فرصت هاي برابر اطلاعاتي٬ علمي و اقتصادي جهت  تغييرات سازنده در زندگي مردم و بالا بردن توان آنها در تقابل با تورم موجود در جامعه و ارائه راهكارهاي لازم جهت كنترل تورم و افزايش رفاه عامه مردم.

10. شجاعت در بيان مشكلات٬ نماينده زبان گوياي مردم است و كرسي قدرت نيز در اختيار وي قرار داده شده است. اگر در بيان مشكلات اعم از داخلي و خارجي تعلل و تزلزل به خود راه دهد٬ چه بسا بعد از مدتي حالت انفعالي او به موكلين هم سرايت نمايد و روحيه دفاع از حق را در ميان آنها٬ دچار خدشه كند.

11. آشنائي با چارت سازمان ها و ادارات و شناخت مسائل و مشكلات آنها نيز ازجمله لوازم كار نمايندگي است كه بي توجي به آن مي تواند زمينه ساز سكوت نماينده در مواقع ضروري باشد.

12. شناخت منابع درآمدي و محل هاي هزينه اي كشور٬ مجلس هر ساله بايستي لايحه مودجه٬ ماده واحده و تبصره هاي آن را مورد بحث و بررسي قرار دهد و از اين طريق دريابد انچه به استان و حوزه انتخابيه تعلق مي گيرد عادلانه است يا نه؟ در صورت مشاهده مورد خارج از عدالت تذكرات لازم و برخورد هاي قانوني داشته باشد.

13. شناخت مزيت هاي نسبي در حوزه اقتصاد براي هر منطقه٬ بخشي از اطلاعات علمي نماينده بايستي در ارتباط با مسائل اقتصادي جامعه باشد اگر نماينده فاقد بينش اقتصادي باشد نمي تواند در ايجاد اشتغال٬ كاهش تورم٬ خلق بنگاههاي زود بازده و بهره گيري از توان محلي قدمي بردارد٬ لذا٬ لازمه اين امر آشنائي با مفاهيم و محتواي موضوعات اقتصادي مي باشد.

14. شناخت استانهاي برخوردار و كمتر توسعه يافته٬ جهت برابر سازي و برقراري شرايط عدالت اجتماعي در آنها و كاهش نابرابري هاي فضائي ميان مناطق نيز از جمله موارد ديگر است كه مردم بايستي به آن توجه كافي داشته باشند.

15. توانا سازي نيروهاي كار براي هر منطقه با جذب امكانات لازم٬ استعداد هاي سرشاري در هر منطقه وجود دارد ولي در شرايط برابر امكان موفقيت كساني بيشتر است كه با بهره گيري از امكانات توان عملياتي خود را افزايش ميدهند بر اين اساس نماينده بايد بتواند به اين مهم بپردازد در غير اينصورت نمي توان اميد فراواني به كساني داشت كه از امكانات زندگي مردم غافل هستند.

16. تقويت مراكز علمي٬ تحقيقاتي٬ آموزشي و ورزشي نيز از جمله موارد ديگري است كه مردم بايستي از كانديداهاي مورد نظر خود انتظار داشته باشند. اهميت هركدام از موارد ياد شده بر كسي پوشيده نيست٬ بلكه غفلت از آنها است كه پايه هاي پيشرفت جامعه را با مشكل مواجه مي سازد.

17. بهره گيري از نخبگان در حوزه هاي مختلف٬ در بسياري از اوقات احتمال آن وجود دارد كه نماينده براي ارائه طرح و يا تصويب لايحه اي نياز به كسب اطلاعات بيشتر و مشاهده جوانب مسئله را داشته باشد در اين شرايط نخبگان هر منطقه ميتوانند بهترين ياور براي يك نماينده باشند.

18. باز بودن گستره ي فكري نماينده٬ كانديداهاي امروز چنانچه برنده ميدان انتخاباتي شوند؛ بايستي فراتر از اطرافيان خود به محيط پيرامون توجه داشته باشند. مناصب اداري ارث هيچ كانديدي نيست و اطرافيان نيز وارث آن نبايد باشند. وظيفه كانديداها در صورت وارد شدن به اين عرصه٬ بايستي بهره گيري از كليه نيروهاي توانمند٬ به منظور افزايش مشروعيت نظام و رضايت از آن باشد نه مصادره مناصب اداري و ايجاد جمهوري پسرخاله(اصظلاحي كه توسط برخي جامعه شناسان براي قرار گرفتن در چنين موقعيتي بكار مي رود). احمد حسن زاده

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ و ساعت 22:22 |

به نام خدا

بسياري از ما فراموش نكرده ايم زمانيكه يكي از رهبران اپوزيسيون خارج از كشور (در يكي از كشور هاي غربي ترور) گرديد٬ سفراء اروپايي در ايران به رهبري دولت و سفير آلمان٬ به نشانه اعتراض، ايران را ترك كردند و بلافاصله رهبر انقلاب در يكي از سخنرانيهاي خود اعلام كردند چون دولت آلمان آغاز كننده اين حركت بوده است، حق ندارد پيش از ديگر دولت هاي اروپايي به ايران برگردد. لذا ساير دول اروپايي كه قاطعيت ايران را در برخورد با موضوع ديدند، بدون فوت وقت يكي پس از ديگري و بدون سر و صدا به سوي ايران و سفارت خانه هاي خود در تهران روي آوردند و سفير آلمان نيز كه سفير فرانسه او را همراهي مي كرد آخرين سفرائي بودند كه وارد خاك ايران شدند. نقل اين مطلب به آن خاطر آمد كه تجربه ثابت كرده است زمانيكه ايران در مقابل ديگران كوتاه آمده دول غربي همواره چند قدم جلو تر آمده و گستاخانه بر طبل توخالي تبليغات خود كوبيده و با عمليات رواني همواره به خيال خود  نويد بخش نوعي نابساماني اجتماعي در جامعه ما بوده اند.

اما غافل از آن بوده كه اين جهت گيري ها نه تنها فرصت هاي فراواني را براي ما فراهم نموده بلكه امروزه كار را به آنجا رسانده كه حربه تهديد را به كلي كند نموده و ديگر با اين گونه رفتار هاي سخيف نمي توان ريشه هاي محكم يك انقلاب مردمي را خدشه دار نمود.

شايد براي مخاطبان ارجمند اين رسانه طرح سوال شود كه مگر اين همه كشمكش و تضاد بين غرب و ايران از كجا نشأت ميگيرد كه بعد از گذشت چند دهه هنوز از دامنه و حجم آن كاسته نشده است؟ چند نكته در پاسخ به اين مهم وجود دارد كه ذكر آنها خالي از فايده نخواهد بود.

اولاً انقلاب ايران در آغاز تولد و حتي پيش از آن توسط رهبران و بزرگان خود آرمانهايي همانند دفاع از مظلوم و استعمار ستيزي و مبارزه با خوي سلطه گري را براي خود تعريف كرده بود و مصداق عيني هركدام را نيز پيش روي خود داشت. مردم فلسطين نمونه بارز مظلوميت در دنيا بودند كه حضرت امام در آغاز مبارزات و بعدها در جريان پيروزي انقلاب همواره بر دفاع از آنها ابرام و اصرار مي نمود.

ثانياً امريكا و تفكر بر قراري نظم نوين جهاني و تلاش براي حضور در اقصي نقاط دنيا و استعمار ديگران مصداق روشني براي بر انگيختن رهبران ديني ايران بر عليه نظام سلطه بود كه تا بحال نيز اين تلاش ها تداوم داشته و دارد و دشمن كه هراز چند گاهي موقعيت جهاني خود را  دچار تزلزل مي بيند در صدد بكار بستن حيله و ترفند جديدي بر مي آيد تا شايد به آنچه از دست داده است بار ديگر بتواند برسد.

اين دو نكته بسيار مهم در استمرار خصومت بين ايران و دول غربي به رهبري امريكاست زيرا مردم ايران  بر اساس آموزه هاي ديني نمي توانند از مظلومي كه همكيش با ديگر مسلمانان جهان است، دفاع نكنند و در مقابل دول غربي نيز از حمايت رژيم غاصب و خود ساخته اسرائيل دست بر نمي دارند. لذا، مردم ايران و ديگر مسلمانان در يك سوي اين پيوستار و دول غربي و امريكا در سوي ديگر آن قرار مي گيرند كه اجماع بين اين دو امري محال خواهد بود مگر با كوتاه آمدن يك طرف از خواسته خود كه آن نيز شكست محرزي در بين مردم جهان تلقي خواهد شد.

از طرف ديگر خوي سلطه گري غرب و يكه تازي امريكا پس از فروپاشي شوروي سابق اين تصور را تقويت مينمود كه دولت ديگري را توان تقابل با غرب نيست. امكانات مادي شوروي، نتوانسته بود راه نجاتي از فروپاشي را پيش روي آنها قرار دهد و ايدئولوژي ماركسيسم كه امام خميني پيش از فروپاشي توسط هيئتي شنيدن صداي شكسته شدن استخوانهاي آنرا به رهبران شوروي گوشزد كرده بود، هم كاري از پيش نبرد.

انقلاب ايران امكانت مادي به اندازه شوروي در اختيار نداشت اما مردم در راستاي تكوين آن، اعتقاد عميق نسبت به خداوند پيدا كرده بودند و اين خود نويد بخش ايدئولوژي جديدي بود كه رهبري آن را بزرگان ديني بر عهده داشتتند. و همين بس كه اينها غير از ذات والاي احديت هيچكس ديگر را در برابر  او صاحب قدرت تلقي نمي كردند. و بر همين اساس بود كه همواره در مقابل زور گويان جهان قد علم نموده اند.

استقلالي كه مردم بدست آورده بودند كالاي ارزاني نبود كه براحتي از دست بدهند. بنابراين، حفظ استقلال امري نيست كه به اين راحتي اتفاق بيافتد زيرا محدود به يك كشور نخواهد شد و كالاي ارزشمندي است كه همه براي رسيدن به آن تلاش خواهند كرد و اگر چنين شود استعمارگران نيز بايستي در خانه خود بنشينند و خوي استعماري خود را از دست بدهند و همين براي آنها زيانهاي گرانسنگ به دنبال دارد. ناچار بايستي بهر نحو ممكن از گسترش آن جلوگيري نمود تا موجب بيداري ديگران نشود و سالها بر اين خوي ناجوانمردانه اصرار ورزيد و از هر آنچه مي توانستند انجام دهند٬ دريغ نكردند و ايران نيز براي حفظ اين گهر ارزشمند بعد از دوران جنگ به فكر احداث نيروگاه اتمي بوشهر افتاد هر چند كه قرار دادهايي پيش از آن به امضاء رسيده بود اماغرب نه تنها به تعهدات خود عمل نكرد بلكه از هرآنچه هم در توان داشت، تحت عناوين مختلف، براي متوقف ساختن روند كار نيرو گاه بوشهر بهره گرفت كه ذكر آنها در اين مقال نمي گنجد و خود حكايت مثنوي هفتاد من است.

اما غرب چرا در قبال ساخت نيرو گاه اتمي بوشهر اين همه مخالفت مي كند؟ پيش از پاسخ  به اين سوال خالي از فايده نخواهد بود كه ياد آور شويم هم اكنون دهها نيروگاه هسته اي در دنيا وجود دارد و هزاران بمب اتم. اما چرا موضوع ايران حساسيت را صد چندان نموده و غرب، جهان را در آستانه بهم خوردن معادله بسود ديگران مي بيند.

جهان بايستي بداند آنچه موجب نگراني امريكا شده بمب اتم نيست بلكه چند هدف ديگر از ان مورد نظر است  در وهله اول ترس از صدور تكنولوژي آن توسط ايران كه هم قدرتهاي جديدي را در كنار ايران و در مقابل غرب قرار مي دهد و هم خلق سرمايه هاي جديد در قبال فروش تكنولوژي است كه وابستگي به نفت را كاهش و موجب رونق به ديگر بخش هاي اقتصادي نيز ميشود كه اگر اين بعد هم لحاظ نشود از قبل ساخت قطعات آن در داخل كشور هم  رونق اقتصادي خوبي حاصل مي شود.

اما جان كلام اينجاست كه اروپا براي خوشايند اسرائيل و نشان دادن اينكه هنوز از امنيت اسرائيل غافل نشده و يا نيستند٬ طرحي را براي تحريم خريد نفت ايران ارائه داده اند كه شايد از اين طريق به ايران بفهمانند تن ندادن به خواسته اروپا ميتواند براي دولت ايران هزينه بردار باشد.

اينگونه تحريم ها انسان را به ياد تحريم هاي شعب ابيطالب مي اندازد كه در كتب تاريخي مكتوب بود و محمد(ص) پيامبر خداوند به فرستاده قريش فرمود اگر ماه را در دست چپ و خورشيد را دردست ديگرم قرار دهند از هدف خود دست بر نمي دارم، فراموش نكنيم ما امت همان پيامبريم يكي از نقاط بسيار قوت نظام اسلامي همين خوي استكبار ستيزي آن است.

با تحريم نفت ايران چند احتمال وجود دارد. اولاً٬ در اروپا كمبود نفت ايجاد شود و موجب افزايش قيمت جهاني آن گردد. در شرايط بحراني غرب، اين گونه تحريم ها سم مهلك براي دول غربي محسوب ميشود.

ثانياً٬ احتمال پيش دستي ايران در توقف صادرات نفت به غرب و جود دارد كه اين نيز افزايش ناگهاني قيمت اين محصول  را به دنبال دارد.

ثالثاً٬ اگر ايران نتواند نفت خود را براحتي بفروش برساند٬ احتمال ايجاد مزاحمت براي تردد كشتيهاي نفتكش كه از تنگه هرمز عبور مي كنند٬ وجود دارد كه اين گونه تهديدها عدم تعادل جهاني قيمت ها را (حتي با تخطي عربستان در جبران كسري نفت اروپا) بدنبال خواهد داشت.

اگر در شرايط تحريم عربستان كمبود نفت ايران را جبران نمايد كه بر خلاف سهميه تعيين شده او در اوپك مي باشد٬ در اين جا نه تنها افزايش قيمتي رخ نمي دهد بلكه با افزايش عرضه و پائين آمدن سطح قيمت هاي جهاني اين كالاي با ارزش  مواجه خواهيم شد. كه در هر صورت ايران بايستي هم برنامه خود را در قبال اروپا درست طراحي كند و هم در قبال عربستان (در صورت تخطي از قوانين اوپك  و جريحه دار كردن احساسات مردم منطقه).

مضاف بر موارد مذكور روسيه و چين نيز تمايل زيادي به يكه تازي امريكا و غرب در عرصه جهاني ندارند و از اينكه قواعد بازي همواره به سود آنها رقم بخورد رضايت چنداني ندارند و اين نيز فرصت هاي خنثي سازي توطئه هاي غرب در قبال ايران را بيشتر مي كند ضمن اينكه دولت ايران نيز بايستي حركت اين دو دولت محتاط در روابط بين الملل را براحتي و با دقت رصد نمايد تا در مواقع لازم از دور شدن و فاصله گرفتن هاي احتمالي صدمه و خدشه اي بر سياست هاي نظام وارد نشود.

مضاف بر موارد مذكور دولت ايران نبايد از انتخاب محورهاي تبليغاتي توسط غرب و جهت دادن به افكار عمومي جهان غافل شود. زيرا غرب بمنظور سرپوش گذاشتن بر خوي استكباري خود و جنگ هاي منطقه اي مانند جنگ با مردم عراق و افغانستان  و تجارت جهاني كالاهاي نظامي خود كه از قبل اينگونه جنگ ها براي دول آنها حاصل مي گردد٬ نياز به محور هاي تبليغاتي جديد مثل برنامه هسته اي شدن ايران و بالا بردن ضريب القاء آن با بهره گيري از رسانه هاي هماهنگ با خود در سطح دنيا دارد.

اينگونه سياست ها و تاكتيك ها مردم جهان را از واقعيات موجود دور ساخته و دستيابي غرب به اهداف خود را آسانتر مي نمايد.

بنابراين آنچه را كه خود به عنوان تهديد جهاني ايجاد كرده بودند با عنوان يك ضرورت نمايش ميدهند و چيزي را كه حق مردم ديگر كشور هاست همانند داشتن نيروگاه اتمي به عنوان تهديد جهاني قلمداد مي سازند تا به اهداف چند وجهي خود دست يابند و اين در صورتي است كه آنها جنايت بزرگ بمب باران اتمي هيروشيما و ناكازاكي را در پروند خود دارند و هم اكنون نيز هزاران كلاهك هسته اي را در انبارهاي خود نگه داري مي نمايند. كه آدم را ياد ضرب المثل معروف«دستنبو در دست خان خوش است» مي اندازد.

لذا با اينگونه تاكتيك هاي تبليغاتي فضاي ذهن جهانيان را با مسائل ديگري مشغول مي سازند تا از برانگيخته شدن مردم جهان  بر عليه خود جلوگيري كرده باشند. هرچند كه جنبش هاي بوجود آمده در غرب از جمله جنبش والستريت اين گونه گمانه زنيها را نيز خنثي نموده است. احمد حسن زاده

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ و ساعت 22:19 |

به نام خدا

بسیاری از همکاران ما در آموزش و پرورش از آنجاییکه اغوای نام مقدس  شرکت چند منظوره فرهنگیان شده اند بخشی از سرمایه خود را به خرید سهام از شرکت یاد شده اختصاص داده اندکه تاکنون علی رغم پی گیری موفق به دریافت سود و یا اصل سرمایه خود نشده اند.

 لذا بدینوسیله آدرس این شرکت سارق را که با لوای مقدس ایثارگران فرهنگی اقدام به اختلاس می کند در زیر درج می کنیم تا فرهنگیان ذیحق بتوانند برای ازدست رفتن سرمایه خود از پشت سر سارقان خوش نام را با فریاد تعقیب کنند و قوه قضائیه هم بگوید برگردید و به ما بگوئید تا بعدا آنها را بیابیم و مجازات کنیم.

 پس چون ما رانیست دسترسی به اموالمان  قوه قضائیه اجازه دهید کنیم فاش نام شرکت  را  تا شود شاد حالمان

آدرس شرکت عبارت است از:تهران-بزرگراه آبشناسان-نرسیده به پمپ بنزین-خیابان طور شمالی-کوچه فجر-پلاک ۲۴-طبقه اول-دفتر مرکزی تعاونی فرهنگی ایثارگران آموزش و پرورش

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰ و ساعت 22:43 |

به نام خدا

همانطور که می دانید مجموعه اجزاء مرتبط به هم که هدف خاصی را دنبال کنند نظام نامیده می شود و اگر به جای اجزاء از مفهوم نقش استفاده شود نظام اجتماعی شکل می گیرد و کارکرد نظام سیاسی نیز برقراری تعادل در این نظام اجتماعی است و اگر نظام سیاسی چنین توانی نداشته باشد کارکرد خود را از دست داده است.

هرکدام از اجزاء و نقشهای موجود در نظام یا نظام اجتماعی وظیفه جداگانه و در عین حال مرتبط با دیگر نقش ها دارند و اگر وظایف خود را درست انجام ندهند اهداف اجتماعی نیز به آسانی محقق نخواهد شد.

از آنجاییکه نظام آموزش و پرورش یکی از عمده ترین مراکز جامعه پذیری می باشد و افراد را برای بر عهده گرفتن نقش ها در جامعه آماده می سازد لازم است که وظایف و تکالیف فرد در جامعه بخوبی آموخته شود.

 بویژه تکالیفی که وی هنگام برعهده گرفتن نقش در جامعه ملزم به اجرای آن است و این محقق نمیشود مگر اینکه ارزش قانون بالاتر و والاتر از منافع شخصی به دانش آموز آموخته شود.

در این میان نظم و قواعد کلاسی و اموزه های علمی و دینی در پرورش شخصیت منسجم  ( به قول دکتر مسعود چلبی در پرورش  شخصیت پیشرفته که  نظم و تغییر جزئی از وجود فرد می شود) نقش اساسی دارند.

منشاء نظم و بی نظمی در بسیاری از مراکز اداری و خانواده ها از مدرسه آغاز می شود و در این میان باید افراد قوی و دارای معلومات بالا در مدارس ابتدایی و راهنمایی بکارگیری شود. نه اینکه بسیاری از مشکلات رفتاری مقاطع پایین به مقطع متوسطه منتقل شود و دبیر بجای پرداختن به امور علمی بخش زیادی از اوقات خود را صرف قرار دادن دانش آموز در مسیر هنجارها و ارزشهای اجتماعی سازد.

 در این مورد اگر  هزینه های گوناگونی هم پرداخته شود و لی آثار مثبتی بر آن مترتب باشد بسیار به نفع جامعه خواهد بود تا اینکه غالب مسئولینی که بر اساس روابط سیاسی وارد عرصه پست های اداری می شوند و برای نشان دادن کارایی خود اگرچه به صورت صوری هم که شده از مدیران نالایق بخواهند که در صد قبولی دانش اموزان را بالا ببرند ودر این زمینه به شایعه پردازی در مورد کاهش حقوق معلمینی که در صد قبولی پایین دارند بپردازند تا بسیاری از معلمان مجبور شوند فارغ از معیارهی پذیرفته شده به بالا بردن تعداد قبولی در مدارس بپردازند.

این برای نظام آموزش و پرورش و به تبع آن دیگر خرده نظام ها از جمله خانواده ها و نظام اداری سمی مهلک خواهد بود که جز فرو پاشی نظام اداری و آموزش چیز دیگری به دنبال نخواهد داشت پس انتظار می رود مسئولین ذیربط در نظام اداری در حوزه آموزش و پرورش جدای از باند بازی های سیاسی بصورت علمی عمل نموده و نمره خارج از قاعده برای بالا نشاندادن راندمان کاری خود از فرهنگیا ن انتظار نداشته باشند.

در مقابل به برقرای نظم و فراهم نمودن امکانات آموزشی مناسب در مدارس بویژه میز و نیمکت مناسب برای دانش آموزان اقدام کنند که امروزه در بسیاری از مدارس این مشکل گریبانگیر مانع فراگیری مطالب از سوی دانش آموزان می شود.

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ و ساعت 20:22 |

به نام خدا

در ایران انقلاب شد انقلاب مقدسی هم بوده و هست تمام ساختار ها دگرگون شد و می رود در بسیاری از نقاط دنیا نیز چنین کند.

کرکس ها چشم دیدن قدرتی در مقابل خو را نداشتند به لطایف الحیل در صدد ضربه زدن به آن بودند جنگی به پاکردندکه پاکترین فرزندان ملت را به مسلخ قربانی کشاندند.مقاومت ادامه داشت و تحریم ها نیز.

تحریم هایی که انسان را به یاد شعب ابی طالب می انداخت. اری در پایان اراده انسان است در دست خدا و انرا به هر جهتی می تواند بگرداند و این بود که اراده ها چرخیدند و عراق از سوی سازمان ملل(که غالب قدرتهای آن طرفدار عراق بودند) به عنوان متجاوز شناخته شد.

دوران سازندگی شروع شد. باتمرکز بر بازسازی مناطق جنگی / خسارت دیده و سد سازی ها الحق خدمات خوبی ارئه گردید ولی رفتار سردار سازندگی و تیپو لوژی شخصیتی وی رنگ و بوی نوعی تشخص طلبی را می داد که مردم در ارائه خدمات وی دچار شک و تردید میشدند.

 هرچند نویسندگانی نیز این شیوه عملکرد را ترویج نوعی مادیگرایی و کم رنگ شدن معنویات تلقی می کردند و از این بابت ان همه تلاش ها را مورد انتقاد قرار می دادند و یا دیگری دریافت وامهای کلان از خارج را که با سود مربوطه ان را بالغ بر سی میلیارد دلار برآورد میشد نوعی بی تو جهی به منافع کشور تلقی می کردند که سالهای سال کشور را بدهکار دیگر دول خارجی میکند.

 برخی هم تورم های رو به جلو را دال بر ضعف می پنداشتند اما گروهی نیز بودند که زبان تحسین گشوده و شجاعت هاشمی را نو عی امتیاز تلقی سازند که سزاوار امیر کبیر دوران سازندگی باشد.

دوران او سپری شد و مثل جریان آب چندان داوم نیاورد هر چند سیاستهای تعدیل به کار گرفته شد و در آن تجار آزاد بودند هرچه بخواهند صادر نمایند یا وارد و هر طور بخواهند قیمت گذاری کنند که یکی از دلایل تورم در آن دوران نیز بود اما اینها راز ماندگاری دولت ها نمیشوند.

اقای هاشمی پیش از انکه دیگری رئیس جمهور شود خود اظهار داشت ریلی که او گذاشته است دیگران نیز بایستی بر روی آن حرکت کنند و مجبور به این کار خواهند بود.

و در واکنش به بیانات رهبر انقلاب در آذربایجان که (در آن ایام بر خی برای آمدن رفسنجانی در دور سوم تلاش می کردند)معیار قانون را برای آمدن و نیامدن روشن و کافی می دانست و گفت اجازه نمی دهد کسی فراتر از قانون حرکت کند و ایشان در جاهای دیگری مشغول به خدمت خواهند شد.

در ان ایامآقای رفسنجانی هم در نماز جمعه تهران اظهار داشتند که من نخواهم گذاشت در انتخابات ریاست جمهوری تقلبی صورت بگیرد و مردم جهت نشان دادن نقش خود بر خلاف آنچه تصور میشد جهت گیری دیگری داشتند و دولت جدید که در راس آن آقای خاتمی بود در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود با کریستین امانپور آنچه نباید میگفت گفت و از تسخیر لانه جاسوسی عذر خواهی نمود.

 لانه ای که امام آنرا انقلابی یزرگتر از انقلاب اول خوانده بود و بحق نیز چنین بود و رهبر انقلاب نیز در نطق نماز جمعه تهران تلویحا آن را نظر شخصی ریاست جمهوری تعبیر کردند و خاطر مومنین به انقلاب نیز از این بابت مکدر شد.

خاتمی را گروههای متعددی حمایت میکردندکه موسوم به اصلاحات شدند این گروهها با اگاهی از مشکلات معیشتی مردم بر خلاف ان عمل می کردند و شعار توسعه سیاسی را مطرح می نمودند که هیچ گونه سودی برای غالب طبقات اجتماعی که جز طبقه متوسط به پایین می باشند در بر نداشت لذا سالها بر طبل آن کوبیدند و آنرا بر کوی و برزن سردادند  و مایه آزردن خاطر دوستان و شادی دشمنان ازاین فرصت سوزی ها شدند.

هشت سال تحمل مردم/ هشت سال دندان بر جگر گذاشتن برای آمدن دولتی که بر حال مردم هاله از شادی ایجاد کند/ هشت سال جار وجنجال های سیاسی/ هشت سال انفعال در برابر غرب/ هشت سال شعار تنش زدایی / هشت سال محور شرارت معرفی شدن/ هشت سال کوبیدن ساختار های نظام از رهبری/شورای نگهبان/سپاه پاسداران /بسیج/ صداو سیماو...گذشت.

 تا اینکه اندک اندک صبح امید دمیدحزب آباد گران ایران اسلامی در شورای تهران غالب کرسی های شورا را به دست آورد بعد از عدم موفقیت شورای قبلی که غالب آنها از طرفداران دولت اصلاحات بودند.بعد از شوراها غالب کرسیهای مجلس نیز به دست طیف اصول گراها  افتاد.

 و این بود که ریاست جمهوری نیز از سوی مردم در رقابتی جانانه به دست همین گروه افتاد حالا بگذریم از اینکه در بین اصول گرا ها افراد پر خرج و ولخرجی نیز همچون آقای قالی باف و یامحسن رضایی با مارک اصول گرایی و نزدیک بودن به آقای رفسنجانی به عنوان رقیب احمدی نژاد وجود داشتند.ولی در دور اول مردم از بین دو کاندید شهردار تهران یعنی آقای احمدی نژاد را انتخاب کردند نامبرده الحق و الانصاف جانانه تلاشهای خود را شروع کردشخصیتی از جنس مردم که به نوکری مردم افتخار می کند در فعالیتها و دلسوزیهای او و شجاعتش در مقابل غربیها و خارج کردن ایران از حالت انفعالی و گارد تهاجمی و حق طلبانه به خود گرفتن هیچگونه شکی نیست.

اما عدم مشورت با نخبگان/ ضعف در آرایش کابینه/ فقدان شخصیت های هم پا و همتا با خود/ تکرار ی بودن سخنرانیهای مردمی/ عمیق بودن سخنرانی در جمع اندیشمندان به ویژه در تحلیل های اقتصادی/ گریز های احساسی در بیان برخی نکات/ واریز کردن به موقع پول کشاورزان گندم کار بر خلاف روسای قبلی که از ششماه هم فراتر می رفت ولی در دولت ایشان به کمتر از هفته رسید/ سهمیه ای کردن بنزین/ شکستن تعلیق هسته ای و صدها مورد پیدا و پنهان دیگر از جمله محاسن و معایب در دور اول ریاست جمهوری اوبود که مردم نیز حق شناس بوده و به پاس این همه خدمات شایان تو جه بار دیگر توفیق خدمت را در دستان با کفایت وی قرار دادندکه از سوی رقبا به بدترین شکل ممکن و در توهین به قدرت مردم و در یک تهاجم نابرابر عنوان تقلب در انتخابات را  بلد و درشت نمودند.

هرچند شخص خاتمی در یک مصاحبه قبل از انتخابات گفته بود امکان تقلب نیست ولی تخلف ممکن است.

 با تمام هم و غم خود و با تحریک رسانه های خارجی و داخلی بر آن شدند که این دولت مردمی را دولت بر آمد از تقلب نام نهندکه بسی در حق مردم جفا نمودند و خداوند نیز هر کس را به جزای عمل ناشایست خویش می رساند.

 همانطور که مشاهده میشود چگونه بر خی خواص از آمدن نامشان در کوی و برزن خود نیز شرمسارند و این متاسفانه یکی دیگر از ضعف های دولت آقای احمدی نژاد را نمایان می سازد که چرا با این همه رای و حمایت مردمی اقدام به ایجاد تشکیلات اداری برای خود نکرد و دیگران یعنی همان اشخاص صاحب تشکیلات و بر خی نمایندگان به نام دولت او با رفتارهای ناشایست اداری که پا به پای دولت خدمتگزار نیست از موقعیت دولت او به نفع خود چه سوء استفاده ها که نمی کنند. 

+ نوشته شده توسط احمد حسن زاده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۸۹ و ساعت 23:51 |